|
اولین تجربه های یک علاقمند به هنر عکاسی
|
|||||

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:35 توسط سعیده |

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:44 توسط سعیده |

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 7:54 توسط سعیده |

دريغ مي كني از من _ نگاه را حتي
و نيز زمزمه گاه گاه را حتي
من و تو ره به ثوابي نميبريم از هم
چرا مضايقه داري گناه را حتي؟
تو اشتباه بزرگ مني _ ببخشايم
بديده ميكشم اين اشتباه را حتي
بمن كه سبز پرستم چه گفت چشمانت؟
كه دوست دارم بخت سياه را حتي
بديدن تو چنان خيره ام كه نشناسم_
تفاوت است اگر راه و چاه را حتي
اگر چه نشنه بوسيدن توام _ اي چشم
بخواه ميكشم اين بوسه را حتي
بيا تلالو شعرم بر آب ها _ امشب
تراش مي دهد الماس ماه را حتي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 21:41 توسط سعیده |